مرتضى مطهرى
377
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وى اجازهء تبليغ دين اسلام را در چين مىدهد و موافقت خود را با تأسيس اولين مسجد در شهر چانگان اعلام مىدارد و بدين وسيله علاقهء خود را به دين مقدس اسلام ابراز مىنمايد . بناى اين مسجد واقعهء مهمى در تاريخ اسلام به شمار مىرود كه هنوز هم پس از قرنها تعمير و تجديد بنا ، به صورت آبرومندى در « سيان جديد » باقى مىماند . » « 1 » اگر اين جريان واقعيت داشته باشد ، آغاز نفوذ اسلام در چين به وسيلهء خود اعراب مسلمان بوده است . از اين جريان كه بگذريم ، اسلام به وسيلهء سوداگران مسلمان كه بسيارى از آنها ايرانى بودهاند در چين نفوذ يافت . در كتاب نامبرده مىنويسد : « در عصر خلافت بنى اميه و بنى عباس مسافرت سوداگران و مبلغين مسلمان به چين افزايش يافت و عربهايى كه در خلافت بنى اميه به چين وارد شده بودند ، به « تازيان سفيدپوش » معروف بودند . در دورهء خلافت عباسيان كه روابط دوستانه بين امپراطورهاى اسلام و چين توسعهء بيشترى يافت ، دستههاى فراوانى از تازيان بدان ديار رفته و اين عربها را « تازيان سياه پوش » مىگفتند . . . . در يك قرن و نيم ، يعنى در فاصلهء سال 31 تا 184 هجرى عدهء قابل توجهى از بازرگانان عرب و ايرانى از راه دريا به چين وارد مىشوند و در بندر « كوانگ چو » اقامت مىگزينند و از آن تاريخ به بعد رفته رفته در راستهء ساحل به پيشروى خود ادامه مىدهند و به شهرهاى مهم آنجا نفوذ مىكنند و بالأخره به اقصى نقاط شمالى چين و تا شهر « هانگ چو » نيز مىرسند . . . در اين عصر تعداد سوداگران عرب و ايرانى در نواحى جنوبى رو به افزايش مىگذاشت و رفته رفته با زنان چينى وصلت اختيار كرده و در آنجا ساكن مىشدند . اين مسلمين داراى جوامع مخصوصى بودند و از ساير مردم چين جداگانه زندگى مىكردند تا بتوانند در مراسم عروسى و اعمال روزانهء خود احكام مقدس اسلام را رعايت كنند . حتى آنها محاكم شرعى مخصوصى داشتند كه در مسائل مربوط به ازدواج و طلاق و ارث و
--> ( 1 ) . اسلام صراط مستقيم ، ص 420 - 423 .